تبليغاتX
سرشت سوزناک زندگی - دنياي ترسناك انسان...

سرشت سوزناک زندگی

کانت: جرات اندیشیدن و دانستن داشته باش

 

چند وقتي است كه خيلي ترسو شده ام!

احساس مي كنم هر چيز انساني پتانسيل ترسناك شدن دارد!

اين روزها از سگ هار كمتر از انسان مي ترسم!

من مي گويم سگ هار، هابز گفته بود گرگ – كه انسان گرگ انسان است!

 

حتي پشت چراغ قرمز ماندن هم برايم ترسناك شده است.

اينكه دختر يا پسر و يا پيرمرد و پيرزن و حتي معتادي كه از فرصتي كه قدرت ايجاد نظم عمومي به او عطا كرده است، استفاده مي كند و لحظاتي هرچند اندك –اگر شيشه ماشين را بالا نكشيده باشم- مجبورم به درد دلش گوش بدهم....

آقا آدامس بخر! دستمال كاغذي!

مسافرم!

بذاريد شيشه هاي ماشين رو پاك كنم!

 

به اين فكر مي كنم كه اگر لحن ملتمسانه شان،‌ رنگ ديگري بگيرد، چه!؟ اگر آنقدر گرسنه باشد كه بي خيال عواقب شكستن شيشه و مشتي بر صورت من زدن و بردن آنچه در ماشين به دردش مي خورد، بشود – چه!؟

اگر حال بچه اش خيلي بد باشد و خودش را براي انجام هر كاري محق ببيند،‌ چه!؟

 

كافي است شكمم سير باشد، ناخودآگاه از گرسنه ها مي ترسم!

از بانك كه بيرون مي آيم، نه از دزد كه از افراد نيازمند –حتي مدل آبرومندش- مي ترسم!

از كارگراني كه صبح به اميد يافتن كار در ميادين مي آيند، مي ترسم!

 

اين روزها از ديدن تلويزيون هم وحشت دارم!

مگر مي شود تلويزيون را روشن كني و روزي خبري از جنگ و ريخته شدن خون كساني كه اتفاقا در بازي بزرگان جز باخت، نتيجه اي عايدشان نمي شود، نشنوي!؟

اين روزها همه از صلح مي گويند!

اين طرف دعوا مي گويد صلح و حقوق بشر و آن طرف دعوا هم همين را!

وقتي موجودي –انسان را مي گويم- صلح و حقوق بشرش كه از مقدس ترين واژه هايش است، بهانه ي كشتن و خون ريختن است، ديگر از ديگر واژه هايش چه انتظاري مي رود!؟

حتي هيتلر هم از صلح جهاني سخن مي گفت! تنها آن را مشروط به اين مي كرد كه پيش از آن كسي كه پايبند شريف ترين اصول است، آقاي دنيا شده باشد! حالا چطور قرار است آقا بشود، بحث ديگري است! و لابد آن شريف ترين مي بايست خودش باشد!

 

اين روزها از خودم هم مي ترسم!

از خودم هم مي ترسم كه تبديل شده ام به...

. . .

بي خيال! اگر شما هم مانند من چنين ترس هايي داريد، چرا به توصيف موجود ترسناك ديگري مهمانتان كنم!؟ و به ترس هايتان بيفزايم!؟

همان ليست ناقص بالا، به قدر كافي كامل هست!

 

+   شنبه بیست و هشتم دی 1387   -  حسین ب.ن  |