دنیای مجازی، جای خوبیه! میتونی توی یه لحظه از این ور دنیا به اون ور دنیا سرک بکشی، میتونی احساس کنی که هزاران آدم اهل فکر توی این مملکت وجود دارند(!) و با خیلیهاشون رفت و آمد وبلاگی داری! هزاران آیدی، هزاران تصویر، هزاران ایده!
با همهی کنترلی که بر دنیای مجازی هست، باز هم میتونی همیشه حرفت رو بزنی و همیشه تریبونی برای گفتن داشته باشی.
می تونی برای اعتراض به اعدام فلان آدم یا برای جلوگیری از چه و چه امضاء جمع کنی!
دنیای مجازی، جای خوبیه! تنها بدیاش اینه که نمیشه توش زندگی کرد. برای گردش و تفریح هم باید به خیابونی توی دنیای واقعی بری، برای ازدواج باید با یه آدم واقعی توی همین دنیا پیمان ببندی و برای...
در دنیای واقعی چیزی به اسم اینرسی وجود داره! چیزی که باعث میشه هر آدمی هر چه قدر هم که کمظرفیت باشه، باز زمانی برای تغییرش طول بکشه، اینرسی باعث میشه تغییرات توی گوشت و پوست و استخونت جا کنن. توی دنیای واقعی اگه فکری به ذهنمون برسه، حتما قبل از گفتن مزمزهش میکنیم.
توی دنیای مجازی اینرسی وجود نداره و برای دیده شدن باید همیشه حرف بزنی! اونقدر باید حرف بزنی و مطلب بنویسی که دیگه وقتی برای فکر کردن باقی نمیمونه! باید تغییر کنی، چون اگه تغییر نکنی، در جا زدی!
دیگه حتی وقت برای فکر کردن هم نداری، حتی فرصت نداری به دنیای واقعی نگاه کنی و ببینی اون کجاست و تو کجا!؟
مطلب وبلاگستان بیدین و ایمون باعث شد، نگاهی به وبلاگهایی که با تاکید بر زنانگی مینویسن بندازم. وبلاگهایی که مدتها بود بهشون سر نزده بودم.
اونها توی دنیای مجازی، همهی مشکلات زنان رو حل کرده بودند و دیگه نابرابری حقوقی نمونده بود جز حق برابری در روایت قصههای تختخوابی!
خسته شدن! تا کی دربارهی نابرابریهای جنسیتی درست و حسابی و پاستوریزه، مطلب بنویسن وقتی هیچ بازتابی در دنیای واقع نداره!؟ باید ایجاد تنوع کنن! یاد مدونا افتادم که سال 2004 برای اینکه قدری از بورس افتاده بود، با بریتنی اسپیرز ....
این هم میگذره و مدتی بعد باید چیز جدیدی رو شروع کنن! اما تا کجا!؟
همون آدمی که در دنیای مجازی به داشتن حق برابر در ارائهی تجربیات جنسیاش افتخار میکنه و این رو یک نوع رهایی میدونه و خوشحاله که میتونه آزادانه به همه بگه لوسیون وانیلی به تنش زده، وقتی به دنیای واقعی میاد، ناخودآگاه و در فاصلههای زمانی خاص، روسریاش رو مرتب میکنه و مواظب چکمهشه که یه وقت عنوان تبرج نداشته باشه!
خیال نکنیم اگه از حق برابر در روایت از قصههای تختخوابی برخوردار بشیم، حقوق اولیهتر خود به خود به وجود میان!
نه! این فاصله بین دنیای مجازی و دنیای واقعی رو بیشتر میکنه که گاهی وقتها میتونه مخرب باشه!
* عنوان مطلب از مولانا شمس تبریزی